پارت سیزده :

پیشکار بی تفاوت به حال و روزی که داشتم، خواست از کنارم رد بشه، همون لحظه با صدایی که از شدت استرس می ‌لرزید صداش زدم:
_ خواهش می‌ کنم...
قدم ‌هاش متوقف شد.
با عجله ادامه دادم:
_ گفتن اگه قهوه مخصوصشون آماده نباشه... پاهام رو توی بخار آب می‌پزه...
با استرس آب دهنم رو قورت دادم و دست های لرزونم رو توی هم قفل کردم.
در حالی که سعی می کردم گریه ام نگیره با لحن ترسیده ای ادامه دادم

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۱۶ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۱۹ روز پیش تقدیم شما شده است.

تصویر شخصیت ریموند در رمان دختران ربوده شده | نسخه اصلی ریموند
تصویر شخصیت ریچر در رمان دختران ربوده شده | نسخه اصلی ریچر
تصویر شخصیت خاویر در رمان دختران ربوده شده | نسخه اصلی خاویر
تصویر شخصیت پرنیا در رمان دختران ربوده شده | نسخه اصلی پرنیا
تصویر شخصیت بردیا در رمان دختران ربوده شده | نسخه اصلی بردیا
تصویر شخصیت امیلی در رمان دختران ربوده شده | نسخه اصلی امیلی
تصویر شخصیت استفان در رمان دختران ربوده شده | نسخه اصلی استفان
تصویر شخصیت آدریانا در رمان دختران ربوده شده | نسخه اصلی آدریانا
تصویر شخصیت ابیگیل در رمان دختران ربوده شده | نسخه اصلی ابیگیل
تصویر شخصیت مارسلو در رمان دختران ربوده شده | نسخه اصلی مارسلو
تصویر شخصیت ماتئو در رمان دختران ربوده شده | نسخه اصلی ماتئو
تصویر شخصیت لیلیان در رمان دختران ربوده شده | نسخه اصلی لیلیان
تصویر شخصیت لیلو در رمان دختران ربوده شده | نسخه اصلی لیلو
تصویر شخصیت لنزو در رمان دختران ربوده شده | نسخه اصلی لنزو
آخرین نظرات ارسال شده
  • Kosar

    0

    رمان فوق العاده ایه

    ۶ روز پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    ای جانم بمونی برام قشنگم😍💕

    ۵ روز پیش
  • مریم

    1

    لیلیانه و شاید به اجبار می خوان عروسش کنن

    ۷ روز پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    احتمالش هست

    ۵ روز پیش
  • آناهید

    0

    نظری ندارم

    ۶ روز پیش
  • ZA

    0

    نظری ندارم

    ۶ روز پیش
  • شکیلا

    7

    و من چه قدر استرس دارم💀خیلی ترسناکه

    ۱ هفته پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    سعی کن لذت ببری😂

    ۱ هفته پیش
  • فاطمه

    4

    نمیدونم نظری ندارم

    ۱ هفته پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    💕

    ۱ هفته پیش
  • فاطمه نورا

    4

    خوبه وجالبه

    ۱ هفته پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    به رمانم خوش اومدی عزیزم بمونی برام💕

    ۱ هفته پیش
  • نیان

    0

    گروگان گرفته شده

    ۱ هفته پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    شاید :)

    ۱ هفته پیش
  • آرنیکا🩵

    0

    تو جمع کردن سکه به مشکل خوردم نویسنده عزیزم میشه راهنماییم کنید

    ۱ هفته پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    گل قشنگم شما میتونی هر روز سکه رایگان جمع کنی و پارت ها رو باز کنی و بخونی. بالای صفحه رو نگاه کن کنار زنگوله قرمز یه علامت سکه هست روی اون علامت بزن وارد یه صفحه میشی. چند تا لینک هست که وقتی وارد اون لینک ها میشی میتونی کد هدیه رو که چند رقمیه کپی کنی و سکه هارو دریافت کنی

    ۱ هفته پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    وقتی وارد اون صفحه بشی خودت متوجه میشی چه خبره و جمع کردن سکه ها اصلا کاری نداره کمتر از یک دقیقه میتونی 600 سکه رایگان جمع کنی و باهاش پارت بعدی رو باز کنی اگه به مشکل خوردی یا متوجه نشدی حتما سوال بپرس جواب میدم عزیزم

    ۱ هفته پیش
  • آرنیکا🩵

    0

    یه کنجکاوی کوچیک باعث شد پارت اول رو باز کنم الان به خودم اومدم دیدم رسیدم پارت چهاردهم رسماً دیگه راه برگشتی وجود نداره!!😂🔥

    ۱ هفته پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    ای جانم😍بمونی برام قشنگم🤍به رمانم خوش اومدی عزیزم💋

    ۱ هفته پیش
  • سلبن

    0

    نظری ندارم

    ۱ هفته پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    به رمانم خوش اومدی عزیزم موندگار باشی🤍

    ۱ هفته پیش
  • مهری ماه

    0

    حقیقتا با این پارت بهم ثابت شد این بشر تا چه حد میتونه ظالم باشه

    ۲ هفته پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    جلوتر بیایی بیشتر از اینا بهت ثابت میشه

    ۲ هفته پیش
  • ویان

    0

    اوه امیلی رسما بدبخت شدی🖐🤦 ♀️

    ۲ هفته پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    🥺👍

    ۲ هفته پیش
  • Biti

    0

    اون 39 نفری که مردن یعنی تو تخت وسط اهم اهم مردن؟ اقاا مگه میشههعع نداریمم چرا اینقدر وحشیی اقاا احتمالا سرشون و کرده تو بالشت خفه کرده مگر اینکه ..باشه😭😭😂😂🎀هرچی بی دی قبل این بوده سوءتفاهم بوده🤣

    ۲ هفته پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    قشنگم روی تخت لزوما همون اهم اهم به قول خودت نیست که😂😐

    ۲ هفته پیش
  • Biti

    0

    ای وایی امیلی منم جان بودم کمک میکردم ولی نگاا این مردک روانی الان دوتاتون و ناقص می کنه البته عروس خانوم اگه به دست اونا کشته می شدی خیلی بهتره تا اینجا با پسرمون روبه رو شی،اقا من با تک تک این وحشی بازیهای پسرمون ذوق میکنم چراا😂😂🎀🎀

    ۲ هفته پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    پس روی لنزو کراش زدی😂کم کسی هم نیست

    ۲ هفته پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️